محمد مفيد مستوفى بافقى
172
جامع مفيدى ( فارسى )
جولان كردن كميت واسطىنژاد در عرصهء صحايف احوال زبدة الاكابر و الاهالى ميرزا عبد الله ولد ميرزا سلمان جابرى زمزمهء اين ندا به گوش هوش ارباب جاه و جلال مىرساند كه آنجناب وزيرى بود با راى پير و بخت جوان . ديدهء گردون تيزگرد در مدت سياحت مانند او دستورى بر مسند وزارت نديده و گوش هوش عطارد صفت نصفت نهادى مثل او در عرصهء زمان نشنيده ، شعر : چشم گردون صورت و معنى نديدست اينچنين * بر چنين معنى و صورت [ 144 الف ] آفرين باد آفرين ميرزا عبد الله ولد اكبر ميرزا سلمان اعتماد الدوله بود كه نسبت نسب به عبد اللّه جابر انصارى درست مىنمايد . ميرزا سلمان در زمان سلطنت پادشاه مغفور شاه اسمعيل ثانى به امداد بخت با سعادت و به دستيارى استعداد و قابليت نخست به منصب نظارت بيوتات سركار خاصهء شريفه سرافرازى يافت و بعد از اندك زمانى كوكب طالعش از اوج اقبال طلوع نموده قدم بر مسند وزارت اعظم نهاده اعتماد الدوله لقب يافت و حكم شهريار جهان نفاذ يافت كه آن عالىمقام در مجلس ديوان به جهت تعظيم امراى عالىشان قيام ننمايد . و در زمان خاقان سكندرشان به همان دستور بر متكاى وزارت تكيه داده به مرتبهء ايالت رسيد و صاحب طبل و علم گرديده وزارت با ايالت جمع نمود و صبيهء او در حبالهء نكاح نواب جهانبانى سلطان حمزه درآمده بدين جهات پايهء قدر و منزلتش ارتقاع يافت . ميرزا عبد اللّه كه پسر بزرگتر آن وزير عطارد نظير بود و به زيور قابليت و كمال آراسته ، مستغنى از ذكر اوصافست . در ابتداى دولت والد [ 144 ب ] به منصب جليل القدر وزارت يزد معزز گرديد . بعد از ورود بدان ملك لواى عدالت افراشته در فيصل مهمات رعايا و عجزه و مساكين غايت سعى رعايت مىنمود ، تا آنكه معمار همتش به ساختن عمارات دلالت نمود . در حوالى « چهارسوق » به جنب « دار الفتح » باغى